برگ سي و سوم

عروس ۱۹ ساله بيش از آنکه واقعيت‌های علمی و فيزيولوژيک درباره ‌ی رابطه‌ی زناشويی را بداند درگير انبوه تصاوير رمانتيکی است که از بچگی درباره‌ی عروس شدن و ازدواج در ذهن پرورده.لباس عروس می‌پوشد.خوشگل می‌شود و در کنار مرد دلخواهش حتا شده برای يک شب رل ملکه‌ی قلب‌ها را بازی می‌کند.همه‌ی نگاه‌ها به اوست و او حالا ديگر به مردی تعلق دارد که اميدواريم دوستش داشته باشد.بعد هم مرد دلخواهش که حالا ديگر شده آقای داماد با يکی از آن همه بوسه‌های عاشقانه و زيبايی که سال‌ها در سينمای هاليوود ديده شب به‌‌يادماندنی او را به سپيده‌ی سحر پيوند می‌زند….به همين سادگی! عروس ۱۹ ساله از اقوام نزديک توست.همخون توست و چه فرق می‌کند اصلا باشد يا نباشد.چه فرق می‌کند اگر دختر چشم و گوش قفل‌شده‌ای در روستاهای دورافتاده‌ی بلوچستان باشد يا عضوی از اعضای خانواده‌ی تو که اتفاقا خيلی هم ادعای فرهنگ دارند؟خب البته فرقش در اين است که حالا مادر عروس تو را می‌کشد يک گوشه و در حالی که حلقه‌ی اشک آرايش چشمش را به هم ريخته پنهانی می‌گويد:«می‌شه خواهش کنم مثه يه خواهر بزرگتر چند کلمه حرف بزنی با … اون با تو خيلی راحته » و تو که خوب می‌دانی تراژدی « شرم و حيا مال نوعروسه ….» امشب برای چند هزارمين بار قرار است دوباره تکرار شود لجت می‌گيرد از اين همه وقت‌نشناسی و می‌پرسی:«يعنی اين همه وقت هيچی به اين آدمی که قراره اتفاقی مهم تو زندگيش بيفته نگفتين؟ بابا شما ديگه کی هستين؟» و وقتی جواب می‌شنوی که:« آخه چی بگيم؟ خب بچه‌س هنوز.تازه منم راحت نيستم که باهاش حرف بزنم در اين موارد….بعد هم مگه ماد‌رهای ما حالا به ما چی گفته بودن که ما به دخترامون بگيم؟» بيشتر لجتان می‌گيرد.«خب اگر بچه بود چرا شوهرش داديد؟ دست کم دو تا کتاب می‌داديد دستش تا بخونه.کتابای خيلی خوبی تو اين زمينه هست يا نه از دکتر می‌خواستيد که باهاش حرف بزنه…» عذر و بهانه‌های بعدی را نمی‌شنويد و به ياد جلسات مشاوره‌ی قبل از ازدواج می‌افتيد.خودش موضوع يک گزارش است.واقعا در اين جلسات به زوج‌های جوان چه می‌گويند؟ جز يک سری صحبت‌های کليشه‌ای تاريخ‌مصرف‌گذشته آيا حرف ديگری هم زده می‌شود؟ واقعا عروس کوچولوی فاميل شما چه تصوری از وسايل پيشگيری از بارداری دارد وقتی اصلا برايش تعريف نشده که رابطه‌ی جنسی يعنی چه؟ شنيده‌ام خيلی‌ها اين جلسات را به خنده و شوخی برگزار می‌کنند و دست‌آخر هم اگر به فکر به دست آوردن يک سری اطلاعات بيفتند به دايره المعارف ناقص و ويرايش‌نشده‌ی‌ «پچ‌پچ‌های دوستانه» مراجعه می‌کنند! و تو با خودت فکر می‌کنی چه دردناک که اين موضوع هم«ويژه»‌ی زنان است.ناآگاهی جنسی و نشناختن جسم و کارکردها و نيازهای آن  متاسفانه موضوعی زنانه است يا بهتر است بگويم بيشتر به زنان «تحميل شده‌ ».و در بسياری از موارد در زندگی روحی و اجتماعی و خانوادگی آنها تاثيرات منفی بسياری می‌گذارد.اما در جامعه‌ی ما نه در مدارس، نه در خانواده‌ها و نه حتا در دانشگاه‌ها هرگز هيچ خبری از آموزش مسائل جنسی نيست.در تمام دوران کودکی و بلوغ، دختران و پسران را با هراسی وسواس‌گونه از هم دور نگه مي‌داريم و بعد ناگهان در دانشگاه در سنی که اگر آدم‌های سالم و طبيعی‌ای باشند قاعدتا بايد توجه زيادی به جنس مقابل خود داشته باشند، بدون هيچ آگاهی و دانش و تجربه‌ای از هم رهايشان می‌کنيم تا با همين وضعيت رازآميز عاشق هم بشوند و بی‌آنکه هيچ چيز از «زبان بدن» يکديگر بدانند ازدواج کنند.حاصلش هم که از همين حالا روشن است.خانواده‌هايی که زن در آنها به «سردي» و «بی‌ميلی جنسي» متهم است و مرد به «خودخواهي» و «بی‌توجهی به نيازهای همسر».

 حالا تو از خودت می‌پرسی برگزاری چندهزار تا کنفرانس از آن نوع که  پزشکان و متخصصان وضعيت بلوغ و مشاوره‌ی قبل از ازدواج را در آن بررسی مي کنند ، می‌تواند جای آموزه‌های واقعی زندگی و فرايند آگاهی تدريجی در پروسه‌ی رشد را بگيرد؟ عروس کوچولو حالا ديگر  رفته سر خانه و زندگی خودش و متخصصان همچنان در کنفرانس‌ها تاکيد می‌کنند که آگاهی‌های مربوط به بلوغ و رشد جنسی بايد از کلاس چهارم دبستان يعنی از سن ده‌سالگی به دختران آموزش داده شود.

تا کنون 18 نظر داده شده »

  روز به روز همراه زندگی wrote @

اين مرجله يکی از مراحل سخت پيش پای ماست که سد بين خودمون و بچه هامون رو در مورد مسايل جنسی بشکنيم. من موفعی که احساس کردم روشی کنجکاوي هايی در اين زمينه داره و چيزهايی هم جسته و گريخته از اينجا و اونجا ديده و شنيده، نگران شدم و شروع کردم به مطالعه در اين زمينه و ديدم که همه و همه ميگن هر چه سريعتر خودتون باب گفتگو را باز کنيد و تا جايی که لازمه براشون توضيح بدين. بالاخره منهم به سختی پريدم توی اين وادی و از نتيجه اش خيلی خيلی راضی هستم. رابطه ما الان صميمانه تر شده و ديگه هيچ نگرانی ندارم که روشی در اين موارد چيزی رو از من پنهان کنه. اين تحول اما برای ما که در اون فضا بزرگ شديم و همونطور که گفتی با تصويری محو و غبارآلود از رابطه جنسی، وارد زناشويی شديم و برای بعضی هامون شايد بعد از سالها هم هنوز همونطوره، خیلی سخته. يآدمه وقتی با روشی صحبت ميکردم بهش گفتم “مامان من هيچوقت با من در اين مورد صحبت نکرد و خوشجالم که الان من دارم با تو صحبت ميکنم” و اشکهام سرازير شد.

  پاپيروس wrote @

بحث جالبي بود
حق با توه، ماها خيلي تو اين زمينه كوتاهي كرديم چه پدر و مادرهاي ما در حق ما و چه خودمون در حق خودمون و چه بعدترها شايد در حق بچه هامون بازم به اسم حجب و حيا بخوايم اين كوتاهي رو انجام بديم

واقعاً خيلي وحشتناك به نظر مي رسه تا يه سن به خصوصي به يه دختر خانوم يا آقا پسر در مورد نيازهاي جنسي اش چيزي نگي بعد يه دفعه يه شب ازش انتظار داشته باشي تمام وظايف يه همسر خوب رو انجام بده
حالا وضعيت سابق خيلي وحشتناك تر بوده براي دخترهاي بيچاره ي جامعه ي كوچيك خودمون به عنوان يك شهرستاني اما حالا خب قدري بهتر شده و از منابع مختلفي (غير از خود خونواده متاسفانه) مي شه يه سري آگاهيها رو بدست آورد كه اگه از جانب خونواده اين مسائل مطرح بشه به نظرم خيلي بهتره و آدم خيالش راحت تره و ضريب اطمينان بالاتري داره كه فرزند آدم موضوع براش قابل فهم تر باشه

نه تو مدرسه موضوع قابل فهم مي شه براي بچه و نه تو خونواده حق داره در اين زمينه كنجكاوي كنه چون فوراً تأديب مي شه و منع مي شه از بيان چنين سوالاتي

كاش يه خرده طرز فكرامون عوض بشه و آموزش اين مسائل رو حتي تو مدرسه و حتي تو اون جلسات بي خودي مشاوره قبل از ازدواج بذارن تا جووناي ما زندگي سالمي رو به لحاظ روحي و جسمي در كنار هم شروع كنن و سالها هم ادامه داشته باشه زندگيشون كه البته واضح و مبرهنه كه اين مسائل پايه و اساس يه زندگيه و اگه خللي توش باشه مي تونه تمام ابعاد زندگي يه زوج رو تحت الشعاع قرار بده

  اميدوار wrote @

مطلبتان به طرح موضوعی حياتی می پردازد.خواهش می کنم بدون پرواوملاحظات رايج به اينگونه بحثها ادامه دهيدوپيشنهاد ميکنم علاوه بر طرح مسئله از آمارها وتحقيقات انجام شده بهره بگيريد.فکر ميکنم همه ما به مطرح شدن ودرنهايت حل چنين معضلاتی نيازمنديم

  الاهه wrote @

man taghriban alan kheili chiza midonam rajeb sex vali …ta aval dabirestan fekr mikardam vaghti 2 naar ejdevaj mikonam va bache mikhan bayad enghadr doa konam ta khoda beheshon 1 bache bede.on mighe vaghti asl ghozia ro fahmidam shoke shodam vali onghadr baram mohem nabod ke bekham rosh fek konam va gozasht ta 3 sal pish ke ba 1 pesari dosst shodam on bad az 1modat kotah 2 mah bad az ashnai az man khasteghari kard man fekram az ejdevaj poshidam lebas aros kharidan halghe mah asal va vali on na faghai sex mikhast man on mighe taze in ro fahmidam vaghe vojod dare va khei jedi ham hast.alan rabetam ba on pesar tamom shode vali zarbe sakhti bod man alan faghat az sex mitarsam on migoft ejdevaj hamine vali man faghat ino nemikhastam man alan 21 salame vali az marda mitarsam.

  وصال wrote @

salam man yeki az hamin aroos kocholoha bodam ke ta 1 sal ham nafahmidam doro baram che khabare baz khoda behem rahm kard ke shoharam adame fahmideyi bood .mamnonam az matlabe jalebet bishtar benvis movafagh bashi..boos

  س.د wrote @

نتیجه این میشه که من وشوهرم با ترس و وحشت زیاد پس ازشش ماه ارتباط جنسی ناقص برقرار کردیم تازه نکته جالب اینجا بودکه دایما از مامیپرسیدندکه توراهی داریم یانه…

  رهگذر wrote @

بابا چه دل زيبايی دارند اين فاميل شما! حالا باز اگه دوره ما بود يه جيزی. که فکر می کردیم مادرمان یه شب دعا کرده و فردا صبح خدا پرتمون کرده تو بغل بابامون. ما چه ساده به دنیا اومدیم!

  مريم wrote @

شکی در اينکه بيشتر آموزش های ما پچ پچی هستن نيست اما واقعا ۱۹ ساله هم داريم تا ۱۹ ساله . خواهر من در سن نوزده سالگی از اونجايی که تا قبلش فکر می کرد زنها و مردها شعر می خونن و بچه دار می شن؛ وقتی اطلاعات لازم و مکفی رو دوستاش در اختيارش گذاشتن دور خوابگاه دويد و جيغ کشيد. و من در سن نوزده سالگی همه چيز را می دانستم. با اينکه باز هم منظورم قسمت علمی ماجرا نيست…

  آريا wrote @

با سلام و عرض احترام:البته من فکر می کنم دخترهای امروزی هم همون فیلمهای هالیوودی را دیده باشن و اینقدر چشم و گوششان باز شده که…..ولی اینکه باید آموزشهایی در رابطه با ازدواج و زندگی مشترک برای افراد قبل از رسیدن به سن بلوغ گذاشت کار بسیار سنجیده ایست که شخصا معتقدم آموزش و پرورش باید این نقش را بازی کند.و در پایان از توجهتون به چنین مسائلی تشکر می کنم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم(آریا)

  پينه دوز wrote @

ولي دلم مي خواست موهام بكنم نمي دونم اين مردم كي مي خوان درست بشن . راستي ما هم كه جلسه رفته بوديم خانومه اومد و با عجله گفت ولي من جلسه دارم و بايد برم و باهام هماهنگ نشده بود حالا يه چند تا چيز مي گم و اگه سوالي داشتيد بپرسيد كه سر جمع جمعيت عشقول اونجا هم 1 سوال هم نداشتند و كل جلسه 5 دقيقه هم طول نكشيد و همه رفتند بدون اينكه بدونند اون چيزي كه ازش گذشتند مهمترين چيز توي حفظ همون رابطه ي عاشقانه اشون هستش

  هانا wrote @

بحث عمیق و ادامه داریه
ممنون از طرح این عنوان.
از آشناییتون خوشبختم.

  مانلی wrote @

خیلی به نکته خوبی اشاره کردی.این ناآگاهی آموزش ندیدگی کلی به همه اونایی که در معرضش بودن آسیب زده و می زنه.
راستی به یک شبه بازی دعوت شدی.

  40tike wrote @

زیاد به حرف مادرا هم نمی شه اعتماد کرد. برادر من کل دستگاه زن و مرد رو برات میریخت پایین دوباره سر هم میکرد اون وقت مادرم میگفت پسرم خیلی ساده است هیچی بلد نیست! والدین ایرانی دلشون میخواد فکر کنن بچه هاشون در این زمینه خنگن و ماها هم خوب از پس نقشامون بر میایم ;)

  مامان درسا wrote @

خیلی موضوع جالبی بود و خیلی جای بحث داره ولی یه آدم خیلی خسته که بیخوابی هم زده به کله اش و تو فکر هزارتاکاریه که باید فردا انجام بده چی می تونه بگه؟!!!!!

  آرام wrote @

می دونی هانا تا زمانی که مساله جنسی تو جامعه تابو ئه و من نوعی به عنوان مادر شرم دارم از حرف زدن در موردش ، تو اون سنی که باید ، همینه …. متاسفانه همه مشکلات از نااگاهی شروع می شه …. دوستم ، در مورد همین پستی که نوشتم دوست داشتم نظرت رو بدونم عزیزم . حیف که نمی شه اینجا خصوصی نوشت ، حالا چه کنیم !

  آوات wrote @

یکی از مشکلات وحشتناک جامعه س که هیچ کاری براش نمی شه، هیچ

  نوشین- دونیال wrote @

هانا جونم عزیز دلم میشه بگی تو کشور ما چه چیزی درسته که این یکی فقط مشکل داره؟؟؟؟؟؟؟؟
تو همیشه حرفات و فکرات درست و منطقی هستن ولی باید ÷ذیرفت که مردم ما از نظر فرهنگ خیلی خیلی عقب هستن و درصد کمی از مردم روشن فکرن و بقیه (( تعطیل ))
این موضوعی را هم که اشاره کردی من خودم بارها به چشم خودم دیدم و عذاب کشیدم
÷ارسال شمال بودیم و دوستمان زمینی توی یکی از روستاهای وسط جنگل خریده بود و همگی رفتیم اونجا و منزل یکی از دهاتی های اون روستا بودیم و دخترش 2 ماه بود ازدواج کرده بود و 16 سالش بود و اومد پش من و دوستم و میگفت: من حامله نمیشه و شوهرش ازش بچه میخواست و مادرشم میگفته: زودتر بچه دار شو که فامیل شوهرت فکر نکنن نازایی و طفلکی هیچی از تاریخ تخمک گزاری و اینکه چه روزهایی مناسبن برای باروری تخمک و هیچی و هیچی و هیچی نمیدونست و ما کلی باهاش حرف زدیم ولی اصلا نمیفهمید ما چی میگیم و هر چی بیشتر توضیح میدادیم بیشتر قاطی میکرد

  پيمانه wrote @

سلام . بله حق با شماست ! اگرچه بعضی ها می گویند دخترهای این دوره و زمانه چشم و گوششان خیلی باز است ولی به نظر من چشم و گوششان بصورتی غلط و غیر علمی باز است که این خودش باعث تاسف است …
یاداشت شما مرا بیاد ترم اول دانشگاه انداخت که هر بار سر کلاس می رفتم معذب بودم از حضور جنس مذکر ! اگرچه در خانواده ای بزرگ شده بودم که روشن بین و آزاد اندیش بود ولی محدودیتهای تحمیل شده از سوی مدرسه و جامعه توانایی درک رابطه صحیح و اصولی با جنس مذکر را از من گرفته بود .


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>