بعضی از وبلاگها هستند که نویسنده اش از عمومی ترین اخبار گرفته تا خصوصی ترین روابطش را می نویسد.بعضی دیگر ماه به ماه می آیند یک پست متفکرانه می نویسند که تا پست بعد باید در موردش فکر کنی که چه گفته.اما من نه از دسته ی اولم نه گروه دوم.ترجیح می دهم خیلی از مسایل زندگی خصوصی ام پشت پرده بماند و آنها را جای دیگری مکتوب کنم.توی دفتری گوشه کتابی یا حتی روی فیشهای موبایلم که هر بار با دیدنشان کلی به خودم قول می دهم که بار دیگر کمتر شود.ولی زهی خیال باطل!!!نوشتن برایم عادت شده از همان روزهای نوجوانی که به خاطر کار مادر و پدر بیشتر اوقات را تنها بودم و پناه می بردم به کتابهایی که خواندنشان کم می کرد تنهایهایم را.اولها فقط انشاهایم بود.بعد انشاهای دوستانم نیز اضافه شد و بعدترها شاید پنج شش سال بعد رسید به این دنیای مجازی و وبلاگ قبلیم شد دفتر ثبت روزانه هایم یا بهتر بگویم دلنوشته هایم.می آمدم و می نوشتم اما بیشتر از غمها از دلتنگی هایم از دوری نازنین ترین تندیس خدا اما دیگر بعد ار سه سال تمام در و دیوار آن خانه را غم گرفت بخاطر همین ترجیح دادم یک جای دیگر شروع کنم.درست همزمان با رابطه ام که واردمرحله ی تازه ایی شد.می خواهم اینجا بنویسم.نه از همه چیز اما از خیلی چیزها خواهم نوشت.از خودم از گلم از کارم. دلنوشته هایم و از اجتماعی که هر روز تنفسش می کنیم این را هم بگویم که کار و من مربوط به زنان و حقوق آنها در خانواده واجتماع است و و هر روز با زنانی برخورد دارم که هر کدام به نوعی زخم خورده جامعه مرد سالار هستند .پس من اینجا می نویسیم . البته امیدوارم آقای دوست هم اگر مجالی یافت ما بین کارهایش یک چیزکی مکتوب کند
.پس سلام

خوش اومدی بهدنیای مجازی خانمی..